أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

301

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و بينهم ؛ ما را با ايشان باز گذار ، لوط با كناره باستاد ايشان از در سراى درآمدند لوط عاجز و ضعيف و بىيار مانده ، جبرئيل عليه السّلام مسابقه كرد پرى بر روى ايشان زد ، همه كور شدند و چنان شدند كه چشمهاى ايشان با روى راست شد ؛ از آنجا بيرون آمدند مدهوش و متحيّر ؛ هيچ نمىديدند و راه نمىدانستند مىافتادند و برمىخاستند فرياد برآوردند كه لوط قومى جاودان را در سراى پرده است كه ما را بجادوئى كور كردند « 1 » [ فذوقوا ] گفتيم ايشان را : بچشيد عذاب من و إنذار و وعيد من ، و بدرستى كه بامداد بايشان آمد عذابى دايم و مقيم و پيوسته به عذاب آخرت كه از وى منقطع نشود و بچشيد عذاب من و بيم من ، و بدرستى كه ما آسان كرديم قرآن را براى ياد گرفتن و متّعظ شدن ؛ پس هيچ پند گيرندهء هست ؟ ! [ سوره القمر ( 54 ) : آيات 41 تا 48 ] وَ لَقَدْ جاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ ( 41 ) كَذَّبُوا بِآياتِنا كُلِّها فَأَخَذْناهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ ( 42 ) أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ فِي الزُّبُرِ ( 43 ) أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ ( 44 ) سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ ( 45 ) بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ السَّاعَةُ أَدْهى وَ أَمَرُّ ( 46 ) إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ ( 47 ) يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ ( 48 ) بدرستى كه بآل فرعون و اتباع فرعون آمد انذار و تهديد و تخويف و آيات بيم كننده ؛ و گفتند : موسى و هرون عليهما السّلام تكذيب كردند آيات ما را همه و بدروغ داشتند معجزاتى را كه بايشان نمودند از آن آيات نه‌گانه ؛ پس بگرفتيم ايشان را گرفتن عزيزى قادر و توانا ، آنگه اهل مكّه را تهديد كرد و گفت : اى « 2 » كافران شما بهترند از ايشان كه ايشان هلاك شدند و اينان هلاك نخواهند شدن ! ؟ يا خود شما را براتى هست در كتابها

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) بعد از اين قول گفته : « اين قول عامّهء مفسّران است ضحّاك گفت : چون ايشان بر لوط غلبه كردند و در سراى شدند لوط دلتنگ شد از آنكه ندانست كه ايشان فرشتگانند خداى تعالى چشمهاى ايشان كور كرد تا هيچ نديدند گفتند : ما ديديم كه در سراى آمدند اكنون كسى را نمىبينيم بازگشتند » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « هى » : و هر دو در استعمال اين مفسّر ( ره ) بمعنى « آيا » است .